هرازگاهی هیاهوی خبر پیدا شدن جانوری ناشناخته در رسانه های دنیا ان قدر پررنگ می شود که می توان به اصل قضیه پی برد

 هیولاهای ناشناخته

 سال گذشته، در يكي از درياچه‌هاي منطقه سي‌چوان چين اتفاق جالب افتاد. مردم همیشه سرحال چین همین طور کنار ساحل خوش بودند که یک دفعه  موجودی وحشتناک سر از آب بیرون آورد و تمام ساحل را به هم ریخت. همه پا به فرار گذاشتند و تا مدت ها منطقه توریستی تبدیبل شد به یک ناحیه امنیتی . اما دیگر نه خبری از موجود ترسناک شد و نه دیگر سر و کله هیچ توریستی هم ان ور ها پیدا! ساحل زیبای سی چوان همان طور بی روتق باقی ماند بدون این که کسی بفهمد اصلا جانوری وحشی در کار بود یا آن هم حقه ای بود برای خراب کردن چینی ها!

خون آشام موکا

مردم امریکای جنوبی برای خودشان افسانه ها و داستان های زیادی از موجودات ناشناخته ای دارند که هرازگاهی میان ادمیزادها پیدا شده اند و بعد از مدت ها دردسر  رفته اند پی کارشان. چوپاکابرا یکی از آنهاست، موجودی که این روزها دیگر از افسانه های قدیمی بیرون آمده و  راست راست میان مردم عادی می چرخد. برای مردم امریکای لاتین چوپاکابرا یعنی مکنده خون بز. حیوانی سنگین وزن با جثه ای نحیف و لاغر که به گفته مردم محلی گاهی مثل دایناسورهای از پشت گردن تا روی دمش هم فلس دارد. صورتش یک چیزی شبیه سگ است که زبان دراز و دندان نیش بسیار بزرگی هم دارد. چشمانش که قرمز رنگ است هیچ، تنش هم بوی گوگرد می دهد و کارش کشتن بزهاست و مکیدن خون آنها! همه این مشخصات که روی هم جمع شوند موجودی را می سازند مانند چوپاکابرا که یکی دو ماه پیش سوژه رسانه های جهان شد و عکس و تصویرش را یک دفعه همه دیدند. موجودی که تا پیش از این فقط یک افسانه بود.

ماجرا از زمانی افتاد در هیاهوی رسانه ها که دو نفر از اهالی تگزاس ادعا کردند موجودی بدون مو با پاهایی کوتاه را از نزدیک دیده اند. محلی ها زیاد تعجب نکردند. قبل از این هم چوپاکابرا را دیده بودند اما امروزی ها برایشان سوال پیش آمد که این جانور دیگر چیست؟! هر چند دو تگزاسی فیلمی از انها هم تهیه کرده بودند اما کسی باز حرف آنها را غیر از محلی ها باور نکرد و گذاشتند به حساب این که اشتباه کرده اند و یک کایوت ( نوعی گرگ آمریکایی) دیده اند.  ماجرای چوپاکابرا در امریکا زیاد جدی گرفته نشد اما در امریکای لاتین به خصوص پوتوریکو داستان مفصلی ساخت. یک روز صبح که زن و شوهر گله دار مثل همیشه برای سرکشی به محل نگهداری دام هایشان رفته بودند فقط با جنازه بزهایشان روبه رو می شوند که همگی مرده بودند.  کشاورزها خیلی ترسیده بودند و سریع پلیس را خبردار کردند. البته نه به خاطر قتل عام بزها بلکه به خاطر چه طور مردن همه دام ها. تمامی بزهایی که در طویله شب را سر کرده بودند سالم و دست نخورده بودند و فقط جای یک نیش بزرگ روی بدنشان بود. ترسناک تر این که خون همه شان هم تا قطره آخر کشیده شده بود! حرف و حدیث زیاد شد و صحبت درباره این که چه کسانی ممکن است این کار را کرده باشند پیش آمد. حتی پای شیطان پرست ها یا ظهور یک دراکولای واقعی هم به میان امد اما کسی حرفی از یک چوپاکابرا نزد تا این که مشابه همین اتفاق ها کم کم در گوشه و کنار پورتوریکو دیده شد. هرا زگاهی اسب یا بزی را پیدا می کردند که خونش را مکیده و جنازه را ول کرده بودند بدون این که کوچک ترین لطمه ای به بدنش وارد شده باشد. دیگر همه جا صحبت از یک خون آشام بود، موجودی که شبانه به سراغ مزارع گله دارها می رفت و در یک چشم به هم زدن یک قتل عام واقعی از رمه ها درست می کرد. شیلی، برزیل، بولیوی، آرژانتین و ... همه به دنبال چوپاکابرا افتادند.

زیست شناسان هم که این جور مواقع واقعا نمی دانند باید قضیه را چه طور توجیه کردند فقط گفتند که موجودی که همه از آن حرف می زنند یک گونه ناشناخته از سگ هاست که فقط تا به حال کسی ان را ندیده. یا شاید هم یک کایوت آمریکایی است که تغییر ژنتیک پیدا کرده و به این شکل و شمایل در آمده. همین طور که زیست شناس ها برای آرام کردن مردم دلیل و مدرک می آوردند مردم هم به همان نسبت شایعه درست می کردند و خرافه می ساختند، این که چوپاکابرا حتما یک موجود فضایی است یا حداقل حیوان دست آموز فضایی هاست که فقط امده ببیند روی زمین چه خبر است و برگردد. بعضی ها هم آمدند و ماجرا را کمی علمی تر کردند و گفتند که چوپاکابرا نتیجه و دست پرورده دانشمندان مرکز تحقیقاتی است که ناسا در کشور پورتوریک راه انداخته. به عقیده این عده دانشمندان این مرکز که مشغول انجام ازمایش های ژنتیکی روی گونه های مختلف جانوری هستند چوپاکابرا را خودشان ساخته اند ولی چون به خوبی مراقب نبوده اند حیوان توانسته از آن مرکز فرار کند و به میان مردم بیاید و به جان گله ها بیفتد.

هر چند که خیلی ها هم به رغم همه شواهد باز هم اصرار دارند که چوپاکابرا اصلا وجود خارجی ندارد و زاییده ذهن خیال پرداز آمریکایی هاست!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت   توسط   |