تبليغاتX
همشهری سرنخ - 2 سانت مانده به بام دنیا

    « مرتضی مهرزاد » بلندقدترین مرد ایران است که این روزها برای متوقف کردن رشد خود ، روی تخت بیمارستان بستری شده است

  :

قد : 244 سانتی متر تمام !

بلندترین مرد ایران روی تخت بیمارستان

 

 

 

رکوردهای گینس را دنبال می کنید؟ کوتاه ترین ها ، بزرگترین ها ، عجیب ترین ها و البته بلندترین ها! اسم بلندترین انسان روی کره زمین که می آید حتما همه شما یاد ژائو ليانگ می افتید، مرد چینی که با 246 سانتی متر قد، نامش را به عنوان رکورددار بلندترین مرد جهان ثبت کرده است ! درباره بلندقدترین مرد ایران چه نظری دارید؟ صفرقربانی با 221 سانتی مترقد، گزینه اول شماست؟ این بار اشتباه کرده اید!  چراکه مرتضی مهرزاد جوان 22 ساله شمالی با 244سانتی متر قد و 135 کیلو وزن، نه تنها بلندترین مرد ایران  بلکه دومین مرد بلند دنیا بعد از ژائولیانگ چینی است؛ « ماشالله » فراموش نشود! بزنید به تخته!

 

***

بیمارستان شهدای تجریش این روزها میزبان یک بیمار ویژه است؛ بیماری که 44 سانتی متر از اندازه استاندارد تخت های بیمارستان بلندتر است: مرتضی مهرزاد!

مرتضی از بیست و هشتم تیرماه روی یکی از تخت های معمولی همین بیمارستان بستری است درست مثل بقیه مریض ها ، البته با یک تفاوت بزرگ : پاهای مرتضی در حالت نشسته از میله های انتهائی تخت بیرون می زند ! مرتضی شب ها هم همین طور میخوابد؛ به صورت نشسته!

این شاید از بدشانسی مرتضی است ، چراکه همتای چینی او یعنی همان ژائو یانگ معروف ،هربار که برای درمان بیماری اش به بیمارستانی مراجعه می کند، مسوولین بیمارستان دو تخت را در امتداد هم قرار می دهند، شانسی که اینجا نصیب مرتضی نشده است!

 

زیر نگاه کنجکاو همه آدم ها

اتاق مرتضی این روزها به کانون توجه پرسنل بیمارستان تبدیل شده است ؛ اما بلند ترین مرد ایران سنگینی نگاه مردم را دوست ندارد، شاید به همین خاطر از شش سال پیش که رشد نامتعارف قدش شروع شده خودش را خانه نشین کرده بوده تا حالا که برای درمان بیماری مجبور به ترک خانه شده است!

صفورا علی نژاد مادر مرتضی می گوید:« از تمام بخش های بیمارستان ، پزشک ها وپرستارها هر روز برای دیدن مرتضی می آیند، عکس می اندازند و فیلم می گیرند .»

البته این کنجکاوی فقط منحصر به پرسنل بیمارستان نیست! اگر شما هم در ساعت  ملاقات به دیدار مریض خود در بخش مغز و اعصاب بیمارستان بیایید و آوازه قد بلند مرتضی به گوش تان بخورد حتما موقع برگشتن و عبور از راهروبیمارستان، راه تان را کج می کنید تا  از کنار در اتاقی که مرتضی در آن بستری است عبور کنید تا نیم نگاهی هم به بلند ترین مرد ایران انداخته باشید!

 اتاق مرتضی در این چند روز پذیرای مهمان غریبه زیادی بوده است؛ مادر مرتضی می گوید:«  خیلی ها می آیند و از همان در اتاق نگاهی به مرتضی می اندازند، بعضی ها هم وارد اتاق می شوند تا چند کلمه ای با مرتضی صحبت کنند. » البته همه آنها یک سوال مشترک دارند:« مرتضی چطور اینقدر بزرگ شده است؟»

جواب مرتضی به این سوال چیست؟ سطرهای بعدی گزارش را با صدای کلفت و مردانه مرتضی بخوانید :«توی خانواده ما همه قد بلندی دارند، به خاطر همین اوائل غیر طبیعی بودن قد من به چشم نمی آمد، چون من در دوران مدرسه هم از همه همکلاسی های خودم 20 سانتی متر بلندتر بودم! اما از سال 1380 بود که رشد قد من زیاد شد تا سال 1382 که ترجیج دادم از خانه بیرون نروم، چون هرجایی که می رفتم همه به من نگاه می کردند و نگاه خیره آنها من را اذیت می کرد!»

البته این ماجرا هنوز هم ادامه دارد و مرتضی درهر جمعی که باشد همه نگاه ها به سوی اوست ؛ به این نگاه های تعجب زده، دوربین های همیشه حاضرتلفن های همراه را هم اضافه کنید، این روزها مرتضی نقش اول « فیلم کنجکاوی » همه آنهایی است که کارشان به بخش مغز واعصاب بیمارستان می افتد!

پس اگر چند روز دیگر فیلم بلندقدترین مرد ایران برای تلفن همراهتان بلوتوث شد تعجب نکنید!

 

راز قدکشیدن مرتضی

شاید شهریور ماه سال 1366 وقتی به صفورا خانم، خبر به دنیا آمدن اولین فرزندش را داده اند ، ته دلش از خدا خواسته باشد که پسرش از همه رشیدتر و بزرگتر باشد! 22 سال از آن روزها گذشته است و مادر مرتضی یادش نیست که هنگام تولد قد مرتضی چه اندازه ای بوده اما می گوید:« خیلی بچه معمولی ای بود، مثل بچه های دیگر تا چهار پنج سالگی هم همین طور بود، اما کم کم شروع کرد به قدکشیدن،  طوریکه وقتی کلاس پنجم بود از همه همکلاسی هایش بلندتر بود!»

البته این قد بلند حتی در روزگار کودکی هم دلخواه مرتضی نبوده است:« چون از همه بچه ها بلندتر بودم، آنها فکر می کردند که من چند سال رفوزه شده ام و درنتیجه چند سالی از آنها بزرگترم، به خاطر همین کسی با من دوست نمی شد. اما اینطور نبود من از بیشتر آنها چندماه هم کوچکتر بودم. »

درهرحال بالای تخت مرتضی مقابل نام بیماری اش نوشته شده : آدنوم هیپوفیز! و این یعنی همه چیز زیر سر غده کوچکی به اسم هیپوفیز است.

غده ای که از 8 سال پیش سرو کله اش توی زندگی مرتضی پیدا شد:« پدرم ما را رها کرده و رفته بود، مادرم خانه مردم کار می کرد ولی باز هم نمی توانست خرج من و خواهرو برادرم را بدهد، من کلاس دوم راهنمایی بودم که تصمیم گرفتم ترک تحصیل کنم و کمک خرج مادرم بشوم. به خاطر همین رفتم نانوایی محلمان و وردست شاطر ایستادم. »

ادامه حرف های مرتضی را از زبان مادرش بخوانید:« مرتضی یک سال خرج ما را می داد تا اینکه یک بار که از نانوایی برگشت گفت: کمرش درد می کند. اول فکر کردیم به خاطر کار زیاد است، اما بعد دیدیم مرتضی همیشه از درد دست وپا وکمرش می نالد، به خاطر همین او را به دکتر بردیم، از کمرش عکس انداختیم و یک سری آزمایش هم دادیم که چون شکل مفصل لگن مرتضی تغییر کرده بود دکتر پیشنهاد داد که لگنش را عمل کنیم تاکمر دردش بهتر شود.»

و به این ترتیب مرتضی زیر تیغ جراحی می رود؛ البته همان روزها پزشک معالج مرتضی به مادرش گفته بودکه :« استخوان های مرتضی درهربار معاینه رشد عجیبی دارند!«

اما فکر می کنید عکس العمل مادر مرتضی از شنیدن این حرف دکتر چه بوده است؟ «  من خیلی خوشحال شدم. گفتم خب اینکه مشکلی نیست. هرمادری آرزو دارد بچه اش از همه بزرگتر و رشیدتر باشد!»

درهرحال نتیجه این جراحی برای مرتضی ، به وجود آمدن یک اختلاف 10 سانتی متری بین پای چپ و راست مرتضی بوده ؛ مشکلی که به یکی دیگر از دلایل خانه نشینی مرتصی در این چند سال تبدیل شده است :« اوائل که هنوز خیلی قد بلندی نداشتم، عصا اندازه من پیدا می شد اما بعدها عصایی که دو متر یا بیشتر باشد پیدا نکردم و چون حرکت در کوچه وخیابان برایم سخت بود ترجیح دادم که از خانه بیرون نروم.»

به این کوتاه و بلندی پاها، ضعف بینایی وناشنوایی را هم اضافه کنید تا دلیل خانه نشینی مرتضی را بیشتر درک کنید.

 

تنها در خانه

مرتضی در تمام سال هایی که گوشه خانه نشسته بوده چکار می کرده؟ حدس زدن این کار، سخت نیست! می توانید به روزهایی که تنها در خانه نشسته اید و دردسترس ترین گزینه برای سرگرم شدنتان فکر کنید : تلویزیون و برنامه های ورزشی آن مخصوصا مسابقات فوتبال، همدم شش سال خانه نشینی مرتضی بوده اند! مادرش می گوید:« تا نیمه شب هم بیدار می ماند تا اگر تیمی بازی داشته باشد آن را ببیند!»

بلندقدترین مرد ایران طرفدار تیم پرسپولیس است ، ازبین تیم های خارجی هم منچستر. بین بازیکنان چطور؟ بله ! درست حدس زدید : » جادوگر» بلندترین مرد ایران را هم جادو کرده است؛ مرتضی، عاشق بازی علی کریمی است.

پس اگر از مرتضی بپرسید که دوست دارد کدام فوتبالیست به ملاقاتش بیاید، حتما این جواب را می شنوید:« فرقی نمی کند، من همه آن ها را دوست دارم ...اما خیلی دوست دارم علی کریمی را از نزدیک ببینم.البته عابدزاده را هم دوست دارم.»

مرتضی در روزهایی که هنوز بیماری به سراغش نیامده بود، دروازه بان تیم محله شان بوده، پس تعجبی ندارد که احمدرضا عابدزاده الگوی او در دروازه بانی بوده باشد.

 

دردسرهای یک قد بلند

داشتن قد و قامتی بلند شاید رویای خیلی از شماها باشد؛رویایی دور و دست نیافتنی. داستان زندگی مرتضی را که بخوانید می بینید این رویای شیرین می تواند،گاهی وقت ها رنگ تلخی به خود بگیرد! فراموش نکنید ، قدتان که بلند باشد به تناسب آن بقیه اعضای شما هم رشد می کنند، مثلا پاهای شما رشد می کند و از حالت طبیعی خارج می شود، دست هایتان هم همین طور!

شاید به همین خاطر است که بلندترین مرد ایران تا به امروز تنها دو دست لباس پیدا کرده که اندازه اش باشد، بقیه لباس ها همگی تنگ وکوتاه هستند.

سایز کفش های مرتضی؟ در این باره سوال نکنید! مرتضی از 7 سال پیش تا به حال کفش نپوشیده است؛ چرایش هم معلوم است: کفشی اندازه پای مرتضی پیدا نمی شود،یعنی اگر بزرگترین سایز کفش های موجود در بازار 53 باشد باز هم برای پاهای او کوچک است!

مادرش می گوید:« باید برایش کفش می دوختیم، یک بار هم کفاشی به منزمان آمد اما قیمتی که برای دوختن کفشی اندازه پاهای مرتضی می گرفت خیلی زیاد بود ما هم توانش را نداشتیم. به خاطر همین از همان موقع مرتضی فقط دمپایی می پوشد،تازه نصف پاهایش از بزرگترین سایز دمپایی ای هم که برایش خریده ایم بیرون می ماند!»

پیدا نشدن لباس وکفش مناسب یکی از مشکلات مرتضی است؛ برای اینکه با مشکلات دیگر اوآشنا شوید تصور کنیدکه مرتضی با این قد و قامت روی صندلی پراید یا پیکان یا پژو بنشیند! نتیجه اینکه مرتضی مجبور است روی صندلی عقب ، به زحمت دست و پایش را جمع کند و تا مقصد هم نگاهش به کف ماشین باشد. مادرش با خنده می گوید:« مرتضی را باید با وانت این طرف و آن طرف ببریم! »

مرتضی خودش هم به این حرف مادر می خندد.

 

آرزوهای کوچک مرد بزرگ

سقف بیشتر خانه ها درحالت استاندارد با ارتفاع 3 متری ساخته می شود؛ حالا خودتان را جای مرتضی بگذارید؛ وقتی که مجبورید برای وارد شدن به هراتاقی ، سرتان را تا حد ممکن خم کنید تا به سقف یا چهارچوب برخورد نکند!

مادر مرتضی می گوید:« ما مستاجر هستیم و خانه مان یک اتاق و آشپزخانه بیشتر ندارد؛ همه ما در همین اتاق زندگی می کنیم؛ وقتی مرتضی روی زمین می نشیند و پاهایش را دراز می کند، دیگر جایی برای بقیه نیست. .. »

حالا می توانید نتیجه بگیرید که مرتضی به جز سلامتی، یک آرزوی دیگر هم دارد:« داشتن یک سقف بالای سرش البته سقفی که از سقف های معمولی بلند تر باشد تا برای زندگی در آن مشکلی نداشته باشد.»

به این آرزوی مرتضی یک دستگاه کامپیوتر هم اضافه کنید، برای کسی که دوست داشته مهندس کامپیوتر باشد، داشتن یک کامپیوتر خیلی هم آرزوی عجیب وعریبی نیست.

 

 دل خوشی های یک آدم بلندقد

 

برای رسیدن به تصویری از تنها دلخوشی مرتضی به یک سوال جواب بدهید: اگر بخواهید لامپ سوخته خانه را عوض کنید چکار می کنید؟ تا شما بروید و یک چهارپایه پیدا کنید و بیاورید  مرتضی بلند شده و لامپ سوخته را با لامپ سالم عوض کرده است ، به همین راحتی!

این شاید تنها دلخوشی است که مرتضی به واسطه قد بلندش به دست آورده؛ انجام کارهایی که فقط او توانایی آن ها را دارد.  مادرش می گوید :« سقف خانه ما همیشه تمیز است، چون مرتضی همیشه موقع خانه تکانی یا نظافت منزل، در پاک کردن آن به من کمک می کند، گردگیری روی کمد و در و پنجره هم با مرتضی است. »

با تمام این تفاسیر مرتضی منتظر است تا چند ماه دیگر سلامتی اش را به طور کامل به دست بیاورد، آن وقت شاید در تیم بسکتبال چالوس ثبت نام کند و  از قد بلندش در این ورزش استفاده کند.

 مرتضی تا رسیدن به سلامتی کامل راه درازی پیش رو دارد؛ شما هم می توانید به بلندترین مرد ایران برای رسیدن به یک زندگی عادی درست شبیه بقیه، کمک کنید: شماره حساب 0317815885003 شعبه 0911 دوستگر به نام مرتضی مهرزاد منتظر کمک های شماست!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت   توسط   |